خیلی وقت بود که در مورد مسائل مربوط به حجاب و عفاف (خصوصا در مورد زنان )چندتا سوال ذهنم رو به خودش مشغول کرده بود.این شد که تصمیم گرفتم اون سوال ها رو همراه با جواب هایی که به ذهنم میومد، بنویسم تا اگر کسی در این مورد دغدغه داره ، با یه سرچ تو گوگل شاید گذرش به این وبلاگ بخوره و نظرات خودش رو در مورد سوال ها و جواب ها برام بنویسه.
1) معنی حجاب در خانم ها: یعنی پوشاندن همه جای بدن بجز قرص صورت و دو دست تا مچ، با لباسی که زینت محسوب نشود و باعث جلب توجه نامحرمان نگردد.این تعریف انواع پوشش ها مثل پوشیه را شامل نمی شود
2) رابطه فطرت با حجاب: رابطه مستقیمی بینشان موجود نیست.موید این مطلب اکثر خانم هایی هستند که بی حجاب اند و میلی به داشتن حجاب ندارند.
3) معنی پوشش: حدود و نوع لباسی است که نشان دهنده ی شخصیت انسان هاست و از لحاظ کثرت بیشمار است.
4) رابطه فطرت با پوشش: پوشش یک جز مهم حیا است و حیا هم در وجود آدمی بصورت فطرتی وجود دارد.در تایید این مطلب می توان قصه فرود آمدن آدم و حوا از بهشت در زمین و تلاش آنها بر پوشاندن برهنگی خود از همان ابتدا و همچنین پوشش کامل اقوام و ملل غیر اسلامی را یادآوری کرد.
5) رابطه حجاب با پوشش: رابطه مستقیمی وجود ندارد.یک زن می تواند پوشش داشته باشد اما حجاب نداشته باشد.
6) آیا می توان به برخی از زنان ، کم حجاب یا بدحجاب گفت: خیر. لفظ کم حجاب یا بدحجاب صحیح نیست.یک زن یا با حجاب است یا بی حجاب و نمی توان با منطق فازی حجاب را توصیف کرد.
7) آیا زیبا بودن و زیبا جلوه کردن در زنان فطری است: بله.همه زیبایی را دوست دارند و می خواهند زیبا باشند و این زیبایی را به همه اطرافیان نشان دهند.
8) آیا حجاب سدی درمقابل جلوه گری زیبایی ظاهری است: در اکثر مواقع بله
9) رابطه حجاب با حیا: حجاب یکی از راه هایی است که حیا را در یک زن افزایش می دهد.البته راه های دیگری هم جهت افزایش حیا وجود دارد.
10) آیا می توان برای حیا و به تبع آن پوشش، همانند حجاب حدود و اندازه مشخص کرد: خیر، حیا مانند سایر مسائل فطری نسبی است.مثلا اگر از هر جامعه ی یکدست، یک نفر را بعنوان با حیا ترین شخص انتخاب کرده و این منتخبان را کنار هم از نظر حیا بسنجیم متوجه تفاوت های آشکار آنها در سطح حیا می شویم.
11) آیا یک شخص می تواند باحیا باشد(در مقایسه با افراد پیرامونش) ولی حجاب نداشته باشد: بله، درست مثل کسی که صادق و امین است اما نماز نمی خواند.
12) آیا حجاب یک امر شخصی است: حجاب با تعریف فوق شخصی است و جزو حقوق خداوند است.
13) افراد بی حجاب در جامعه ما چند دسته اند: عده ای از این افراد همه احکام اسلامی را بجز حفظ حجاب، رعایت می کنند،به اصل حجاب هم معتقدند ولی بنابه دلایل مختلفی از جمله نداشتن اعتماد به نفس، تاثرپذیرفتن از افراد جامعه، غفلت ، خوشبینی بیش از اندازه به رحمت الهی و ... نمی توانند با نفس خود مقابله کرده و حکم الهی و حق الله را رعایت کنند.در نتیجه دین دار کامل نیستند و اگر توفیق توبه و شفاعت معصومین شامل حالشان نشود...!
دسته ی دیگری از بی حجاب ها کلا حجاب را حکم شرعی نمی دانند.این افراد حداقل، منکر 13آیه از قرآن کریم هستند که مربوط به حجاب می شود و همانطور که می دانیم منکر حتی یک آیه ازقرآن منکر کل قرآن و نعوذبالله منکر خدا و پیامبرش است هرچند که در شناسنامه اش لفظ مسلمان قید شده باشد!
14) آیا پسران می توانند در مقوله ی حجاب و حیای خانم ها در نظام جمهوری اسلامی اعتراض کنند و مدعی تضییع حقوقشان شوند: این دسته از پسران که اغلب با عنوان برادران مذهبی و ارزشی از آنها یاد می شود چون در نظام اسلامی زندگی می کنند و برای رشد این نظام خون هزاران شهید فدا شده بی شک می توانند از نظام انتظار ایجاد جامعه ای پاک و سالم را داشته باشند اما این افراد نباید فراموش کنند که جامعه ایران از لحاظ اعتقادات یکدست نیست و هر شخصی که در ایران زندگی می کند، مالیات می پردازد ، قدمی را برای پیشرفت کشور برمیدارد و ... باید حقوق شهروندی او رعایت شود و از آزادی تا جاییکه به آزادی سایر افراد جامعه و سیاست های کلی نظام لطمه نزند ؛ برخوردار باشد.
موضوع حیا چون ارتباط تنگاتنگ با آزادی سایر افراد در جامعه دارد پس می توان در این مورد از نظام انتظار داشت
حضور یک فرد کم حیا (بی حجاب یا با حجاب)، در دین داری سایرین مشکلساز هست و باید افراد جامعه با امر به معروف و نهی از منکر و مسئولین نظام با تکیه بر اعمال قانون ، جامعه را از حضور مردان و زنان کم حیا و بی حیا پاک کنند.
ولی در مورد بحث حجاب طبق آیه مبارک "...لااکراه فی الدین.." اسلام به هیچ کس از مسئولین نظام تا برادران و خواهران ارزشی، چنین حقی را قرار نداده که به زور و جبر یک فرد را به حفظ حجاب وادار کنند.امر به معروف و نهی از منکر در مورد رعایت حجاب هم باید با در نظر گرفتن همه شرایط آن و دادن احتمال به اثربخشی آن، از طرف دوستان و افراد مورد اعتماد فرد بی حجاب، صورت گیرد.
البته شاید این مطلب به ذهن برخی از برادران برسد که حضور افراد بی حجاب در جامعه هم مشکلاتی را بر دینداری شان ایجاد می کند! در جواب باید این نکته را یادآور شد که خداوند متعال به فکر این برادران هم بوده و هنگامی که چشم را در صورت آنها قرار داد پلک را هم آفرید تا انسان اختیار چشم خود را داشته باشد و نگاه خود را از مواردی که به دینداری شان ضربه می زنند، حجاب کنند.باز شاید به نظر برسد که چنین کاری سخت باشد اما نباید فراموش کرد که دین داری با راحت طلبی منافات دارد.همچنین رعایت حجاب چشمی به مراتب راحت تر از سختی هایی است که مسلمانان دوره های قبل برای حفظ دین تحمل کرده اند. (مثل سوزان مسلمین در خندق های آتش توسط کافران " سوره بروج" )
15) چرا در ایران همواره مسائل فرهنگی با چالش های سختی همراه است: هر نظامی که شکل می گیرد برای خود یک سیاست کلی را مشخص می کند که اغلب بیانگر هدف تاسیس آن نظام است.سپس هر قانونی که تصویب و اجرا می شود در راستای نیل به آن سیاست کلی است.بحث فرهنگ کشورها یکی از مسائل مهم در حفظ حیات نظام های سراسر دنیاست.ممالک غربی به دلیل پیشرفت های علمی و تکنولوژی و همچنین تدبیر مسئولان نظامشان، از مرزهای فرهنگ حاکم بر کشور خود به خوبی دفاع می کنند و تقریبا در آنجا بطور کامل سیاست بر فرهنگ احاطه دارد.پس مشکل چندانی با افراد جامعه در قبولاندن فرهنگ مورد نظر حاکمان ایجاد نمی شود.البته هیچ تردیدی نیست که اگر در جایی هم غفلت شود و روزنه ای از نوع دیگری از فرهنگ در جامعه باز شود (در قالب های پوشش ، آهنگ ، فیلم و...)که با خط مشی کلی نظامشان منافات دارد شدیدا با آن مقابله می کنند .
مثال: برخورد شدید با پوشش اسلامی در اغلب کشورهای غربی از سوی دولت
نظام ایران هم در این مورد از نظام های دیگر مستثنی نیست.اما فرق ایران در این است که دولت حاکم ، کنترل فرهنگ بر جامعه را بنا به دلایل متعددی مثل تهاجمات فرهنگی از سوی کشورهای قدرتمند ، سهل انگاری مسئولین ، عدم ارائه درست فرهنگ اصیل اسلامی ، نبود نوآوری و خلاقیت در انتقال فرهنگ اسلامی به نسل های جدید و.. در دست ندارند.این دلایل بصورت نرم، فرهنگ بیگانه را بر تک تک افراد جامعه تزریق می کند و آثار آن بر پوشش و حیا و ... در جامعه نمایان می شود.چون رقیق شدن حیای کلی جامعه ( که نمونه بارزی از تغییر در فرهنگ جامعه و به تبع آن تغییر در اهداف سیاسی نظام می شود) به صورت باور و عقیده در افراد شکل می گیرد، بنابراین مقابله با آن بصورت فیزیکی و در زمان کوتاه به هیچ وجه اثربخش نمی باشد و متاسفانه می توان گفت تا ظهور ولیعصر(عج) اصلا به هیچ وجه جبران پذیر نمی باشد!
16) حال نظام جمهوری اسلامی با وضع موجود جامعه باید چه برخوردی داشته باشد: اعمال زور بر مردم و علی الخصوص جوانان در زمینه ارتقای فرهنگ اسلامی بدون مقابله با هجمه بیگانگان نه تنها دردی را دوا نمی کند بلکه باعث افزایش بدبینی آحاد جامعه به نظام می شود.مصداق چنین عملی را می توان به مشک آب سوراخی تشبیه کرد که آب از آن نشت می کند و صاحبش به جای یافتن سوراخ و ترمیم آن، مدام درونش آب می ریزد!
متاسفانه در زمینه ی فرهنگ در دولت هاشمی سخت گیری بیش از اندازه ای بر کشور وارد شد وبا نشان دادن چهره خشک از احکام اسلامی باعث دلزدگی طبقاتی از مردم از دین گردید. سپس در دوره خاتمی یکباره همه ی مرزهای فرهنگی کشور باز شد و دشمنان به راحتی به تاراج فرهنگ ایرانی-اسلامی پرداختند.در دوره احمدی نژاد نیز نبود کارهای کارشناسی و سردر گمی مسئولین در مقابل اوضاع نابسامان فرهنگی ، با دقت در واکنش های ضد و نقیض و گاه و بیگاه مسئولین در مقابله با این مقوله، به وضوح مشاهده می شود.گویا دولت زورش فقط به دختر پسرهای جوان بیچاره ای میرسد که نه کاری برایشان در کشور وجود دارد نه موقعیتی برای ازدواج و تنها دلخوشی شان دنبال کردن مدهای غربی و شبیه کردن خود به بازیگران هالیوود و خوانندگان و پرسه زدن در خیابان هاست! البته اگر منصفانه بنگریم اندکی باید به عجز مسئولین حق داد چون همانطور که قبلا ذکر شد آبی که جناب خاتمی و وزیرانش سهوا یا تعمدا(!) ریخته اند سخت است که بشود دوباره برگرداند!!
در هر حال اصلی ترین وظیفه دولت در حال حاضر مقابله با حمله دشمنان به جبهه فرهنگی کشور است البته قبل تر باید این مسئولین متوجه وضعیت اضطراری فرهنگی کشور بشوند که به نظر می رسد تا رهبری بخواهد مسئولین را از خواب غفلت بیدار کند، امام زمان برای حفظ دین، خودشان دست به کار شوند...
* کارهایی مثل جمع آوری ماهواره ها با اعلام قبلی و فیلتر کردن سایت هایی که سنگر دشمنان است و در راستای آن جذاب کردن محتوای برنامه های تلویزیونی و پخش فیلم ها و سریال های جذاب خارجی و مخصوصا داخلی ( با سانسور کردن قسمتهایی که باعث از بین رفتن حیا و حرمت اسلامی می شود) از موارد مهم در این مقوله هست .
*همچنین نظارت بر تولیدی های پوشاک سراسر کشور و مجوز اکران فیلم ها و سریال های تولید شده داخلی برای جلوگیری از تنزل حیا از سطح فعلی و تلاش برای افزایش تدریجی آن در جامعه.
* اعمال نظارت و کنترل بیشتر به رعایت حیا بر شخصیت هایی که الگوی جوانان ایرانی هستند مثل بازیگران،بازیکنان،اساتید و مخصوصا کارکنان صدا و سیما و حذف جدی افرادی از صداوسیما و سینما و باشگاه های ورزشی که در زندگی شخصی از سطح حیای کم تری برخوردارند
*اجتناب از تذکرات مستقیم و تند در کوچه و خیابان و معابر عمومی از سوی نیروهای دولت و نظام بر افرادی با پوشش و وضعیت ظاهری که حداقل حیای عمومی آن منطقه از کشور را دارا هستند
*مصوب کردن قانون پوشش و آرایش مخصوص برای دانشگاه های کشور (دانشجویان دختر و پسر )، کارکنان ادارات دولتی و مدارس وجدیت در اجرای آن.البته باید این کار بصورت کارشناسی شده و با دقت فراوان انجام شود تا هیچ گونه افراط و تفریطی صورت نگیرد.
*تربیت اسلامی در مدارس از سطح دبستان توسط کارشناسان و برگزاری جلسات مشاوره با اولیای دانش آموزان و ارائه ی توصیه های راهبردی در افزایش عفت و حیای فرزندان از دوران کودکی
و صدها کار فرهنگی دیگر با صرف وقت و اندکی هزینه و بهره گیری از متخصصان می توان حیا و فرهنگ اسلامی را از سطح کودکان نهادینه کرد و به شکل باور درآورد.
در ضرورت یک کار اساسی همه جانبه در راستای ارتقای فرهنگ اسلامی از سوی دولت و نظام، توجه به این نکته کافیست که والدین جوانان امروز که متاثر از فرهنگ غرب شده اند اغلب افرادی با باور های دینی بوده اند.اما در چند سال آینده نوزادانی متولد می شوند که جوانان امروز در نقش والدین آنان با همان فرهنگ غربی اقدام به تربیت آنها می کنند!
اگر مسئولین از خواب غفلت بیدار نشوند و برنامه ریزی اصولی در این زمینه نکنند،
وضعیت فرهنگ کشور ایران در بیست سال آینده چه خواهد شد؟؟!
